بمب افکن A-5، پارتیزان هوایی

 

انقلاب پرشتابی که در صنعت طراحی سازه های هوایی در دهه ۱۹۵۰ میلادی رخ داد باعث به وجود آمدن چندین مخلوق شگفت آور هوایی شد. در این میان چند هواپیمای جنگنده، بمب افکن، رهگیر شکاری و... ساخته شد که هنوز هم در تاریخ هوانوردی خاطراتشان محفوظ مانده است. یکی از پروژه های جالب ولی ناموفق آمریکا در این دوران، ساخت هواپیمای a-5بود، هواپیمایی ملقب به پارتیزان (Vigilante) ساخت شرکت مجرب نورث امریکن (North American).

در ابتدا تمامی تفکرات بر ساخت هواپیمایی با قابلیت حمل تسلیحات اتمی بود اما A-5 در طول انجام ماموریت هایش چندین بار نقش عوض کرده است.

بعد از جنگ جهانی دوم، نیروی دریایی آمریکا با توجه به پیشرفت کشورهای دیگر مانند اتحاد جماهیر شوروی که روز به روز در زمینه تسلیحات اتمی جلوتر می رفتند به فکر ساخت نوعی هواپیمای قادر به حمل بمب های اتمی افتاد. در ابتدای امر چندین هواپیما نامزد انجام این ماموریت شدند.از قبیل بمب افکن A-3  ملقب به Skywarrior و  AJ Savage (که بعدا A-2 خوانده شد) که دومی ساخت شرکت نورث امریکن و اولی ساخت دوگلاس بود. اما هر دوی آنها مشکل بزرگی داشتند و آن هم سرعتشان بود. سرعت هر دوی آنها زیرصوت (Subsonic) بود و با وجود هواپیماهای مافوق صوت خطر مورد حمله قرار گرفتن آنها بسیار بالا بود.

هواپیمای شناسایی RA-5C

در همان زمان شرکت نورث امریکن پروژه جدیدی را آغاز کرد که به دنبال هواپیمای مافوق صوت، قدرتمند و ضربتی با قابلیت حمل تسلیحات اتمی بود و این طرح در نوامبر سال ۱۹۵۳ میلادی آغاز شد. این پروژه جدید در ابتدا با نام NA-233 شناخته شد. بعد از بحث های فراوان بین شرکت نورث امریکن و نیروی دریایی قرار شد NA-233 یک هواپیمای دو موتوره، با سرعت دو ماخ «دو برابر سرعت صوت» باشد. چندین طرح پیشنهاد شد و حتی در یکی از آنها موتور با قدرت راکت (Rocket Power) با سوخت اکسیژن و هیدروژن وجود داشت ولی نیروی دریایی با آن طرح موافقت نکرد.

در میانه سال ۱۹۵۶ نیروی دریایی آمریکا درخواست ساخت ۲ مدل نمونه را از شرکت نورث امریکن کرد. اولین نمونه با مشخصه (YA3J-1) که در ۶ می سال ۱۹۵۸ ساخته شد، شناخته می شود و اولین پروازش را در ۳۱ آگوست ۱۹۵۸ به خلبانی دیک ونزل (Dick Wenzel) انجام داد. این هواپیما در همان پرواز اول لقب پارتیزان را به خود اختصاص داد.

بقیه مطالب به همراه عکس های بیشتر در ادامه مطلب.....



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : admin
تاریخ : چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394
انواع مین های دریایی

مین های دریایی بسته های انفجاری قدرتمندی هستد که از جمله خطرناکترین و درعین حال ساده ترین و ارزانترین تسلیحات دریایی به شمار می آیند. مین ها می توانند با اختفا در زیر سطح آب یا در بستر دریاها، مدتهای طولانی منتظر طعمه های خود باشند و با سرجنگی های قدرتمند خود به آنان ضربه بزنند.
مین های دریایی در دو نوع ثابت و پیشران دار ساخته می شوند. همچنین نحوه فعال شدن آنها به سه دسته کلی مغناطیسی، صوتی و مکانیکی (تماسی) تقسیم بندی می گردد.
مین های پیشران دار: این نوع از مینها در بستر دریا کار گذاشته و استتار (بصری و مغناطیسی) می شوند. به محض تحریک حسگرهای صوتی یا مغناطیسی پیشران مین فعال شده و بسته به نوع هدفیابی، طعمه خود را شکار میکند.
Straight Riser : مین پس از تحریک حسگر و فعال شدن، صرفا بصورت عمودی به سطح آب صعود می کند و هیچ نوع قابلیت هدفگیری ندارد.
Aimed : مین پس از تحریک حسگر و فعال شدن، موقعیت تحریک را شناسایی می کند و مستقیما به سمت آن می رود.
Homing : مین پس از تحریک و فعال شدن همانند یک اژدر هدف را شناسایی کرده و با آشیانه یابی فعال یا غیرفعال هدف را دنبال می کند.
مین های ثابت: این نوع از مینها پس از کار گذاشتن، ثابت بوده و در صورت نزدیک شدن طعمه یا برخورد با آن، در محل خود منفجر می شوند.
Bottom : مینهایی کف خواب و عمدتا از نوع مغناطیسی هستند که پس از به آب اندازی در کف دریا قرار گرفته و منتظر اثرات مغناطیسی طعمه میمانند.
Moored : مینهایی لنگردار هستند که پس از به آب اندازی لنگر آنها آزاد شده و در کف دریا قرار می گیرد. قسمت انفجاری مین نیز بصورت شناور در زیر سطح آب پنهان می ماند. این مینها اغلب از نوع تماسی هستند و با کوچکترین ضربه به شاخکهایشان فعال می شوند.
Drifting : مین هایی تماسی و شناور روی سطح آب هستند. آنها هیچگونه اتکایی نداشته و همراه جریان آب حرکت خواهند کرد و میتوانند برای شناورهای خودی دردسر ساز شوند اما در عوض ساده و ارزانتر از بقیه انواع مینها هستند.
Subsurface Drifting : همانند مینهای شناور هستند اما بصورت غوطه ور در زیر سطح آب تا بصورت بصری استتار شوند.
مین های متحرک - Mobile : این نوع مینها توسط زیردریایی ها یا شناورهای زیرسطحی بدون سرنشین در محل های تردد شناورهای دشمن کار گذاشته می شوند و اغلب از نوع مغناطیسی یا صوتی می باشند. زیردریایی ها می توانند با اختفا به طعمه ها نزدیک شده و در فواصل مطمئن مین گذاری کنند. برخی انواع مینهای موبایل شبیه اژدرها و از تیوپ پرتاب اژدر زیردریایی رها می شوند و برخی دیگر بصورت چاریوت در بیرون زیردریایی حمل می شوند.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : admin
تاریخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394
معرفی اژدر آمریکایی Mark 48

معرفی اژدر آمریکایی Mark 48
                            
اژدر Mark 48 اژدری است پرسرعت که جهت شلیک شدن از زیردریایی‌های سنگین طراحی شده و توانایی هدف قرار دادن زیردریایی‌های اتمی و یا شناورهای پیشرفته را داراست.
این اژدر در اواخر سال 1960 و در طول جنگ سرد برای مقابله با زیردریایی‌های شوروی طراحی شد؛ و از سال 1972 جایگزین اژدرهای Mk-37 و Mk-14 در نیروی دریایی ایالات متحده شده است. با روی کارآمدن زیردریایی‌های جدید کلاس آلغای شوروی برنامه‌ای جهت ارتقای اژدر تحت عنوان ADCAP انجام شد که توانایی‌های جدیدی به اژدر می‌داد. آزمایش‌هایی جهت سنجش توانایی‌های جدید اژدر از جمله سیستم الکترونیکی آن صورت گرفت؛ نوع جدید اژدر Mk-48 Mod 4 نام گرفت و در سال 1985 ساخت آن شروع شد و در سال 1988 به طور رسمی به کارگرفته شد. از آن زمان تا کنون توانایی‌های گوناگونی به اژدر داده‌شده‌است و موجب ساخت اژدرهای Mk-48 Mod 6 و mod 7 شده که آخرین آن در سال 2008 آزمایش شد.
اژدر Mk-48 جهت شلیک از مقر اژدر زیردریایی طراحی شده است و زیردریایی‌های ایالات متحده از جمله زیردریایی‌های کلاس Ohio، Seawolf، Los Angeles، Virginia مجهز به این اژدر می باشند. این اژدر همچنین در زیردریایی‌های کانادا، استرالیا و هلند نیز مورد استفاده قرار گرفته‌است.
اژدرهای Mk-48 و Mk-48 ADCAP را می‌توان از طریق تجهیزات مخابراتی نصب‌شده بر روی آنها هدایت کرد. همچنین این اژدرها به گونه‌ای طراحی‌شده‌اند که بتوانند به صورت خودکار هدف را شناسایی و مورد اصابت قرار دهند. نحوه‌ی عملکرد اژدر به این گونه‌است که وقتی به سمت هدف شناور شلیک می‌شود به طرف Keel کشتی(کیل عبارت است از صفحه‌ای فلزی و مستحکم که به صورت عمودی و یا افقی در کف کشتی قرار دارد و وظیفه آن حفظ ساختار شناور است.) حرکت می‌کند و پس از برخورد به آن منفجر شده و کیل (که ستون فقرات شناور محسوب می‌شود) را به دو نیم تقسیم می‌کند که این باعث نابودی ساختار شناور می‌شود؛ همچنین اژدر این توانایی را دارد که در صورت عدم اصابت به هدف دور بزند و مجددا به سمت هدف حرکت کند.
                             

مشخصات:
کاربرد: اژدر سنگین جهت استفاده توسط زیردریایی‌ها
شرکت‌های سازنده:
Mk-48: شرکت Gould
Mk-48 ADCAP: شرکت Hughes Aircraft در حال حاضر Raytheon
نیروی محرکه: پمپ جت، موتور Swash-plate piston
طول: 5.79متر
وزن: Mk-48 1558کیلوگرم، Mk-48 ADCAP 1676کیلوگرم
قطر: 533میلیمتر
برد: 38کیلومتر با سرعت 55کیلونات، 50کیلومتر با سرعت 40 کیلونات
عمق حرکت: 800میلیمتر
سرعت: 55کیلونات
سیستم هدایت: Wire guided and passive، homing acoustic active
سر جنگی: 295 کیلوگرمی
سال بکارگیری: Mk-48 1972، Mk-48 ADCAP 1988
اطلاعات دقیق در رابطه با اژدر طبقه‌بندی‌شده و سری هستند. و نیروی دریایی ایالات متحده اعلام کرده که سرعت اژدر بیش از 28کیلونات، عمق حرکت آن بیش از 800میلیمتر و برد آن بیش از 8کیلومتر است.
                                
پیشران
موتور اژدر از سوخت Otto fuel II استفاده می‌کند که وقتی آتش‌می‌گیرد گاز پرحرارتی تولید می‌کند که این امر باعث ایجاد نیروی محرکه‌ی مورد نیاز می‌شود.
حسگرها
جست‌و‌جوگر اژدر دارای سنسوری الکتریکی است که مانع از انحراف اژدر می‌شود. اطلاعات تاییدنشده‌ای وجود دارند که بیانگر این امراند که این اژدر توانایی شناسایی فیلدهای مغناطیسی اطراف هدف را داراست که این می‌تواند به علت وجود سیستم‌های الکترومغناطیسی نصب شده در سر جنگی اژدر باشد که این باعث می‌شود تا اژدر بتواند جرم فلزی ساختار شناور را شناسایی کرده و در فاصله‌ی مناسب از آن منفجر شود.
براساس منابع اطلاعاتی مختلف بهینه‌سازی این اژدر هنوز در حال انجام است. در سال 1990 بهینه‌سازی‌هایی بر روی مدل Mod 6 از Mk-48 ADCAP صورت گرفت که باعث کم‌صداتر شدن موتور اژدر شد که این امر باعث دشوار شدن شناسایی اژدر توسط اهداف می‌شود. همچنین ارتقای دیگری در سال 2000 با کد CBASS روی اژدر انجام شد. در 25 ژولای سال 2008 نیروی دریایی استرالیا اقدام به آزمایش 48 Mod 7 CBASS کرد که اژدر توسط زیردریایی کلاس Collins شلیک شد و با موفقیت به هدف برخورد کرد.
عکس زیر مربوط به آزمایش اژدر است که توسط زیردریایی کلاس Collins شلیک شد و یک ناوشکن قدیمی 29 ساله را به طور آزمایشی مورد هدف قرارداد. اژدر ساختار ناوشکن را در هم شکست و آن را به دو قسمت تقسیم کرد. قسمت انتهایی ناوشکن بلافاصله غرق شد اما غرق شدن قسمت جلوی ناوشکن کمی طول کشید.
          



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : admin
تاریخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394
سوپراتاندارد، شبحی مخوف بر فراز دریا

                            

تاریخچه

جنگنده بمب افکن سوپر اتاندارد یک هواپیمای ناوپرواز است که برای نیروی دریایی فرانسه ساخته شده است. این جنگنده ارتقا یافته مدل قدیمی تر Etendard IVM است که هم اکنون به دلیل مشکلات سیاسی دیگر ساخته نمیشود و با مدل ناوپرواز جنگنده جاگوار در حال جایگزین شدن است.اولین نمونه ساخته شده این جنگنده در 28 اکتبر 1974 نخستین پرواز آزمایشی خود را انجام داد و پس از آن نیروی دریایی فرانسه 60 فروند از آن را سفارش داد که در سال 1978 تحویل شد همینطور آرژانتین نیز درخواست ساخت 14 فروند را نمود.

Super Etendard هم از لحاظ ساختار آئرودینامیکی و هم از لحاظ تسلیحاتی پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده بود و به موشک های ضدکشتی پیشرفته اگزوسه مجهز شده بود که در آن زمان کمتر از یک سال از ساخت آن میگذشت . این هواپیما در نیروی هوایی آرژانتین به همراه موشک های اگزوسه نمایش خوبی علیه ناوهای انگلیسی در جنگ فالکلند داشت.

                        

                                 

عملیاتها

  • فرانسه
    اولین ماموریت این هواپیما در ارتش فرانسه در لبنان رقم خورد. در 22 سپتامبر 1983 این جنگنده مواضع ارتش سوریه در جنوب لبنان را که علیه نیروهای حافظ صلح فرانسوی آتش گشوده بود در هم کوبید. در 17 نوامبر 1983 نیز پس از عملیات انتحاری علیه نیروهای فرانسوی در بیروت این هواپیما در عملیاتی مشابه برای انهدام پایگاه های تمرینی حزب الله عازم جنوب لبنان شد. در سال 1991 جنگنده Etendard IVM از خدمت نیروی دریایی فرانسه خارج شده و سوپراتاندارد برای آنکه به طور کامل جایگزین آن شود بهینه سازی شده و به سیستم های مدرن روز از جمله هدایت لیزری موشک مجهز شد.این جنگنده مدرنیزه شده که به SEM مشهور است در عملیات ناتو در کوزوو شرکت کرد و با نابودی 73 درصد اهداف محول شده بهترین آمار در بین تمام جنگنده های دیگر ناتو در این عملیات را کسب کرد. پس از آن ناتو از سوپر اتاندارد SEM در افغانستان نیز بهره برد. این جنگنده ها توسط ناو هواپیمابر شارل دو گل به افغانستان حمل شده و در عملیات آناکوندا شرکت داشتند. در سالهای 2007 و 2008 نیز سوپراتاندارد به افغانستان بازگشت . وظیفه اصلی این جنگنده شناسایی و روشن کردن اهداف با پرتوهای لیزر بود تا جنگنده رافال بتواند آنها را نابود کند. جایگزین کردن سوپراتاندارد با Rafale M از سال 2006 شروع شد و تا سال 2010 تمام این هواپیماها از خدمت نیروی دریایی فرانسه کنار گذاشته میشوند.

 

  • آرژانتین
    پس از اینکه آمریکا به خاطر دستگیری ها و اعدام های گسترده در دولت نظامی آرژانتین از فروش هواپیماهای A-4Q Skyhawks به این کشور خودداری کرد نیروی دریایی آرژانتین سفارش ساخت 14 فروند سوپراتاندارد را به فرانسه داد که در سال 1980 تحویل این کشور شد. قرار بود خلبان های آرژانتینی برای آموزش بین سالهای 1980 تا 81 به فرانسه اعزام شوند اما با شروع جنگ فالکلند هرکدام از این خلبان ها که بیش از 45 ساعت آموزش ندیده بوند مجبور به بازگشت گردیدند.در آگوست و نوامبر 1981 پنج فروند سوپراتاندارد به همراه 5 موشک اگزوسه به آرژانتین تحویل شد که بعد ها افزایش پیدا کرد. . تمام این موشک ها در جنگ استفاده شد که در چهار اصابت توانستند ناو HMS Sheffield ، دو کشتی ترابری merchant و کشتی ترابری Atlantic Conveyor را هذف قرار دهند. در هر ماموریت دو موشک اگزوسه استفاده میشد و در یک ماموریت دیگر قرار بود ناو HMS Invincible نیز مورد اصابت قرار گیرد که خلبان جنگنده در یافتن هدف دچار مشکل شده و نتوانست آن را نابود کند.

 

  • عراق
    سوپراتاندارد دومین جنگنده فرانسوی بود که عراق پس از میراژ F1 به فرانسه سفارش داد. این جنگنده ها که از خود جنگنده های در خدمت فرانسه انتخاب شده بود در سالهای 1983 تا ١٩٨۵به این کشور تحویل شد و در این سال فرانسه بازگردانده شدند. در این دو سال این جنگنده ها عملیات موفقیت آمیزی علیه نفتکش های ایرانی در خلیج فارس انجام دادند. در سال 1984 دو فروند از این هواپیماها توسط F-14 های ایرانی سرنگون شد ولی خود ایران ادعا میکند که سه سوپراتاندارد عراق را ساقط کرده است. از این سه حمله تنها یک مورد در جا منجر به انهدام هواپیما شد و در دو مورد باقی جنگنده ها در راه بازگشت به پایگاه سقوط کردند. و سه جنگنده باقی مانده به فرانسه عودت داده شد.

                             


مشخصات:

سال ساخت  1974
ورود به خدمت  1978
تعداد ساخت  74
خدمه  1 نفر
طول  14.31 متر
فاصله نوک دو بال  9.60متر
ارتفاع  3.85 متر
سطح بال  29 متر مربع
وزن خالی  6460 کیلوگرم
حداکثر وزن هنگام برخاست  11500 کیلوگرم
پیشرانه  یک موتور توربوجت SNECMA Atar 8K-50
حداکثر سرعت  1180 کیلومتر در ساعت
برد  3400 کیلومتر
سقف پرواز  13700 متر
نرخ صعود  100 متر در ثانیه

تسلیحات
دو توپ 30 میلیمتری DEFA 552 با نواخت 150 گلوله در دقیقه
دو راکت انداز ماترا با 18 راکت 68 میلی در هر کدام
دو موشک ضدکشتی اگزوسه و دو موشک AS-30L
قابلیت حمل 2100 کیلوگرم بمب در زیر بال و داخل بدنه

جنگنده های مشابه
A-4 Skyhawk
A-7 Corsair II
Blackburn Buccaneer

___________________________________________________________

منبع:   aerospacetalk.ir



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : admin
تاریخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394
مصر دارای جنگنده رافائل است

 

مذاکره برای انعقاد این قرارداد سنگین نظامی بسیار سریع انجام شد به گونه ای دیدارها میان دوطرف از دسامبر گذشته فشرده شد. این هواپیما دارای سامانه نبرد الکترونیک، الکترومغناطیسی و ردیاب حرارتی برای رهگیری اهداف است که قدرت مانور بالایی را به همراه دارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، با ورود هواپیماهای رافائل له ارتش مصر، شبکه تلویزیونی المیادین به بررسی اهمیت قرارداد خرید این هواپیماها میان مصر و فرانسه و تاثیر آن بر قدرت ارتش مصر پرداخت.

قرارداد فرانسه و مصر برای نوسازی ناوگان هوایی این کشور

بر این اساس، شرکت هواپیمای فرانسوی توانست نخستین قرارداد صادراتی را نصیب خود کند چرا که مصر تصمیم به نوسازی تجهیزات نظامی خود و تسریع در به دست آوردن آن گرفته است. خرید 24 هواپیمای جنگی، یک ناوچه و موشک های هوا به هوا و هوا به سطح، مصر را به نخستن وارد کننده این جنگنده فرانسوی پس از 20 سال تلاش پاریس به منظور یافتن خریدار برای جنگنده هایش تبدیل می کند.

جنجنده های فرانسوی رافائل

تولید صنعتی هواپیمای جنگی رافال در سال 1983 آغاز شد اما تلاش برای فروش آن در بازارهای بین المللی شکست خورد و بسیاری از قراردادهای فروش آن، به ویژه با مغرب، برزیل، لیبی و سوئیس به نتیجه نرسید. تا آن که مذاکرات میان پاریس و قاهره به نتیجه رسید و دیروز طرفین از انعقاد قراردادی به ارزش 5 میلیارد  و 200 میلیون یورو خبردادند. هواپیمای جنگی رافال قادر به رهگیری(ردیابی) 40 فروند هواپیما در آن واحد و درگیر شدن همزمان با 8 هواپیمای جنگی است. این یک هواپیمای جنگی چندمنظوره است که شرکت فرانسو داسو آن را تولید کرده است. این هواپیما دارای سامانه نبرد الکترونیک، الکترومغناطیسی و ردیاب حرارتی برای رهگیری اهداف است. این سامانه ها باعث شده است این هواپیما به یکی از معروف ترین هواپیماهای با قدرت مانور بالا و قدرت آتش و قادر به نبرد و درگیری هوایی و دقت در اصابت اهداف خود تبدیل شود.

جنجنده های فرانسوی رافائل

رافال به معنی طوفان قوی، غافلگیرکننده و سریع است. این هواپیما دارای توانمندیهای جنگی پیشرفته از نظر سرعت، فریب دادن و غافلگیر کردن دشمن است. این هواپیما می تواند با استفاده از 6 راداری که دارد هواپیماهایی را نیز که در زیر آن در حال پرواز هستند، شناسایی کند.

جنجنده های فرانسوی رافائل

طرف فرانسوی تسهیلات زیادی برای همتای مصری خود قائل شده است زیرا موافقت کرده است که آنها تنها نیم میلیارد یورو به عنوان پیش پرداخت این قرارداد بپردازند این درحالی است که دولت فرانسه این قرارداد را تا 50 درصد کل ارزش آن تضمین کرده است. افشای جزئیات این قرارداد سئوالاتی را درباره فایده آن به ویژه در این مرحله دشوار و حساس مصر به وجود آورده است و علامت سئوال های زیادی را درخصوص امکان ورود ارتش مصر در درگیریهای خارجی  به ویژه در لیبی به منظور برقراری امنیت در کشوری که با تروریسم می جنگد، مطرح کرده است

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : admin
تاریخ : شنبه 29 فروردین 1394
آشنایی با غول شناور ایرانی که 2 برابر ناوشکن جماران طول و 5 برابر آن وزن دارد +عکس

 

ناوشکن پیشرفته «دماوند» نماد صلابت و اقتدار ایرانی امروز در مراسمی با حضور دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی به منطقه چهارم نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ملحق می‌شود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از انزلی، 27 اسفند ماه سال 91 سازه یک فروند شناور جدید با حضور محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق کشورمان به‌همراه سرلشکر فیروزآبادی و دیگر مقامات ارشد نظامی در آب‌های دریای خزر و در بندر انزلی به آب انداخته شد، این سازه، همان نمونه پیشرفته‌تر ناوشکن جماران بود که آن روزها جماران2 نامیده می‌شد اما بعدها به ناوشکن پیشرفته دماوند، تغییر نام یافت.

ناوشکن پیشرفته دماوند به‌طور رسمی به نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تحویل و به ناوگان شمال و منطقه چهارم این نیرو ملحق شد.

ناوشکن دماوند دارای ویژگی‌های اساسی در مقایسه با جماران یک است،‌ نخستین ویژگی آن است که این ناوشکن از نظر ساختار دارای سازه‌ای متفاوت بوده به‌صورتی که از آخرین فناوری محاسبات و قدرت ساخت و سازه برخوردار است.

دومین ویژگی سرعت و قدرت تحرک و مانورپذیری ناوشکن جماران2 است، این ناوشکن به‌خاطر مکانیزم و مشخصات فنی در سامانه رانش، دارای سرعت و قدرت مانور بیشتر است.

ویژگی سوم آن است که این ناوشکن به فناوری روز مجهز و تمام سیستم‌های آن دیجیتالی است و سیستم دفاع و مراقبت از خود را با توجه به سیستم‌های راداری پیشرفته داراست که در نوع خود بی‌نظیر است، به‌صورتی که دارای پایداری، برد و قدرت کشف و شناسایی اهداف بالاتر است.
ویژگی چهارم‌ مجهز‌شدن آن به سامانه مدیریت نبرد است، در اتاق عملیات این شناور کل منطقه از زیر سطح و اعماق دریا، در آسمان حوزه مأموریت و محیط سطح آب، شعاع عملیاتی آن قابل مشاهده است؛ این سیستم نرم افزاری و سخت افزاری کاملاً پیشرفته به سیستم فرماندهی ناو کمک می‌کند تا بتواند اهداف مشخصی را شناسایی و در مواردی که نیاز باشد از آن استفاده کند، سیستم سلاح و مراقبت دیدبانی به‌صورت تجمیعی نمایش داده می‌شود و به فرمانده کمک می‌کند تا بتواند بهترین تصمیم را برای اقدام در آن واحد اتخاذ کند.

پنجمین ویژگی هم بومی و به‌روز بودن اکثر سامانه‌های سلاح، ناوبری، مخابراتی و سیستم‌های دیدبانی و مراقبتی این شناور است.

مقام معظم رهبری در بهمن ماه 89 که ناوشکن جماران1 به آب انداخته شد، فرمودند: "ان‌شاءالله جماران 2 و 3 و 4 بهتر و باکیفیت‌تر‌ خواهند بود و زودتر به آب انداخته خواهند شد".

این ناوشکن از تجهیزات و قابلیت‌های افزون‌تری نسبت به جماران برخوردار بوده و در رده ناوشکن (ناومحافظ) طبقه بندی شده و قابلیت درگیری با اهداف سطحی، زیرسطحی و هوایی را با سامانه‌های توپخانه‌ای، موشک‌ها و اژدر داشته و توانایی پذیرش بالگرد را در عرشه اصلی خود دارد.

ناوشکن دماوند نسبت به نمونه مشابه که همان ناوشکن جماران است، طول بیشتر ولی در عین حال وزن کمتر و قابلیت‌های بیشتری در حوزه تجهیزات و تسلیحات، حمل نفرات و قدرت مانور و چالاکی بالایی دارد.

این شناور با قابلیت تدافع، تهاجم و رهگیری همزمان اهداف هوایی، سطحی و زیرسطحی، مسلح به سامانه موشکی کروز، اژدرافکن، سامانه‌های توپ 76 و 40 میلی‌متری، سامانه‌های پردازش راداری و رادارهای تاکتیکی سطحی و هوایی است.

این ناوشکن همچنین مجهز به سامانه جامع مدیریت نبرد و جنگ الکترونیک بوده و قابلیت حمل بالگرد را همچون جماران1 داراست.

به‌کارگیری رادار کنترل آتش با قابلیت ردیابی جنگنده‌ها و موشک‌های کروز، به‌کارگیری سامانه کنترل مانیتورینگ به‌منظور کنترل و هماهنگی عملیاتی فی‌مابین موتور، شافت، پروانه و ناوبری و به‌کارگیری سیستم رانش با توان بالا جهت تأمین سرعت بهینه شناور از نقاط برجسته این شناور است که نسبت به پروژه مشابه قبلی ارتقا یافته و بهینه‌سازی شده است.

بومی‌سازی تجهیزاتی مانند رادار هوایی، سونار فعال و غیرفعال، رادار کنترل آتش، سامانه‌های مخابرات داخلی  و تعدادی دیگر از تجهیزات از دیگر ویژگی‌های ناوشکن دماوند اعلام شده است که مجموعه این تجهیزات به‌صورت بومی در سازمان‌های تابعه وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تولید شده است.

ناوشکن پیشرفته جماران2 حدود 100 متر طول و بیش از 1300 تن وزن دارد و از کاربردی‌ترین ناوشکن‌های موجود در دنیا به شمار می‌آید، همچنین این ناوشکن مجهزترین ناوشکن جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر بوده که قابلیت حمل بالگرد را نیز دارد.

یکی از مهمترین تجهیزات نصب‌شده روی این ناوشکن، رادار عصر است. رادار عصر، نخستین رادار سه‌بُعدی آرایه فازی ایران است, این رادار قادر است اهداف را تا شعاع 200 کیلومتری کشف کند. از مهمترین ویژگی‌های این رادار، قابلیت کشف و رهگیری اهداف هوایی و سطحی،‌ توانایی رهگیری 100 هدف به‌صورت همزمان و مقابله با جنگ الکترونیک است.

این رادار که توسط متخصصان کشورمان و به‌صورت کاملاً بومی تولید شده است، پیشتر و در سال 92 رسماً رونمایی شده بود. نصب این رادار روی ناوشکن دماوند، یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد دماوند است.

ناوشکن دماوند توسط کارکنان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و با همکاری حدود 400 دانشگاه، مرکز تحقیقاتی و تولید کنندگان و صنایع ایرانی ساخته شده است، نمونه نخست این کلاس از ناوشکن در جنوب ایران با عنوان ناوشکن جماران به ناوگان آب‌های نیلگون خلیج فارس پیوسته است.

افزوده شدن این ناو قدرتمند با به‌روزترین سامانه‌های بومی به سه ناوچه رده پیکان در ناوگان شمال نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نقش بسیار مهمی در ارتقای توان رزمی و البته بازدارندگی چندمنظوره این نیرو در آبهای بزرگترین دریاچه جهان دارد.

معدود کشورهایی در جهان از توانایی ساخت تجهیزات دریایی برخوردار هستند اما جمهوری اسلامی ایران، پتانسیل خوبی را در ساخت تجهیزات دریایی به دست آورده و قطعاً حرکت و نگاه جمهوری اسلامی به آینده است و در آینده دستاوردهای ارزشمند دیگری نیز رونمایی می‌شود.


در این رابطه بیشتر بخوانید: http://www.tabnak.ir/fa/news/482234/%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B4%DA%A9%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF © www.tabnak.ir

 

تسلیحات ناو عملیاتی-آموزشی خلیج فارس شامل انواع توپ های مدرن دریایی، موشک‎های سطح به سطح و کروز نور با برد 120 کیلومتر و موشک پیشرفته قادر با برد بیش از 220 کیلومتر، موشک سطح به هوای محراب و اژدر و سونار برای ردگیری و انهدام اهداف زیرسطحی است.

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در راستای تبدیل شدن به یک نیروی راهبردی نیازمند به خدمت گرفتن تجهیزات جدیدی است که با تحریم همه جانبه نظامی، تنها با اتکا به توان داخلی امکان تأمین آنها را خواهد داشت.

ثمره شیرین اتکا به توان داخلی، پیش از این در پروژه ساخت ناوشکن موج مشاهده شده بودکه اولین نمونه آن با نام جماران، سی ام بهمن سال 88 رسما با حضور رهبر معظم انقلاب عملیاتی شد و به زودی وارد پنجمین سال خدمت خود خواهد شد، در حالی که چند نمونه دیگر از رده جماران و یک فروند با نام سهند در رده بالاتر در حال ساخت است.

یکی از نیازهای نیروی دریایی به عنوان یک نیروی تجهیزات محور، در اختیار داشتن ناو آموزشی-رزمی است که برای تکمیل آموزش‎های افسران مختلف خدمت کننده در شناورهای دریایی مورد نیاز است. تا کنون برای مأموریت‎های آموزشی از برخی ناوهای پشتیبانی نیروی دریایی استفاده می‎شده که با توجه به عدم طراحی آنها برای نقش آموزش، نیاز به ناوی با توانمندی مذکور به وجود می‎آید.

به علاوه این ناوها فاقد سامانه‎های موشکی مختلف شامل سطح به هوا و سطح به سطح و اژدر بوده و تنها برخی امور آموزشی توسط آنها قابل پوشش بوده است. در واقع تنها سلاح موشکی آنها تعدادی موشک دوش‎پرتاب سطح به هوا است.

ناو خلیج فارس 
ناو بزرگ خارک


همچنین از نظر قابلیت پذیرش افراد و میزان برد، فقط ناو بزرگ خارک تا کنون برای مأموریت‎های آموزشی فرامنطقه‎ای اعزام شده در حالی که برای نیروی دریایی راهبردی حضور افسران جوان در چنین مناطقی نیز لازم است. این در حالی است که با توجه به تحریم‎های نیروهای مسلح کشورمان امروزه دریافت شناورهای رزمی و آموزشی بزرگ از کشورهای دیگر تقریباً ناممکن است. در جدول زیر مشخصات کلی مهمترین شناورهای پشتیبانی نیروی دریایی ارتش که همگی قبل از انقلاب سفارش داده شده بودند بر اساس اطلاعات منتشر شده در منابع خارجی ارائه شده است.
 

ناو خلیج فارس 

ناو خلیج فارس
ناو بوشهر از رده (کلاس) بندرعباس

 

ناو خلیج فارس
ناو لاوان از رده هنگام


ناو بزرگ خلیج فارس به عنوان اولین محصول پروژه لقمان که با توجه به حدود ابعاد و وزن آن و تنوع مأموریتی می‎توان آن را با توجه به رده‎بندی بین المللی یک ناوشکن تمام عیار محسوب کرد بر مبنای رفع نیازهای آموزشی فوق در عین برخورداری از قابلیت‎های کامل رزمی در عرصه‎های هوایی، سطحی و زیرسطحی طراحی شده است.
 

ناو خلیج فارس
ماکت ناو خلیج فارس

کشورمان ایران با وجود سابقه تاریخی در ساخت کشتی‎های بزرگ در زمان خود و اجرای مأموریت‎های فرامنطقه‎ای توسط نیروی دریایی در چندهزار سال گذشته (مانند نبرد ماراتن)، در بیش از یک صد سال اخیر از فناوری‎های نوین مورد استفاده در عرصه ساخت کشتی‎ها محروم بوده و در نتیجه هیچ گونه سابقه‎ای در ساخت کشتی‎های نظامی پیشرفته نداشته است.

اما در میانه دهه 1370 و با دستور و تأکید مقام معظم رهبری کار مطالعه، طراحی و ساخت ناو رزمی چند منظوره با قابلیت حمل بالگرد آغاز شد که در قالب پروژه موج به ساخت ناوشکن (ناو محافظ) جماران منجر شد. چند سال پس از آغاز کارهای مطالعه و طراحی این پروژه، فعالیت‎های مشابهی برای ساخت ناوچه‎های رزمی معروف به رده سینا نیز در کشور آغاز شد که امروزه در شمال و جنوب کشور در حال ساخت است و چندین فروند از آنها به خدمت عملیاتی در آمده است.

از سوی دیگر تجربه ساخت شناورهای غیرنظامی بزرگ نیز در چند سال گذشته با طراحی و ساخت 2 فروند از کشتی‎های باری اقیانوس‎پیمای 185 متری و بیش از 37هزار تنی «ایران-اراک» و نفتکش‎های غول پیکر 250 متری و 113هزار تنی از رده «افراماکس» در کشور به وجود آمده است که پایه‎ای دیگر برای طراحی و ساخت سریع ناو عملیاتی-آموزشی خلیج فارس می‎تواند باشد.

بنا بر این هر چند طراحی و ساخت ناوی به بزرگی خلیج فارس، حرکتی در رده‎ای بسیار بالاتر از ناو جماران محسوب می‎شود اما با ترکیب توانمندی و تجارب طراحی و ساخت چند رده شناور رزمی و تجربیات موجود از ساخت کشتی‎های بزرگ در صنعت دریایی کشور از هم اکنون نتیجه‎ای شایسته برای این تلاش عظیم قابل تصور است.

به گفته فرمانده نیروی دریایی ارتش کار طراحی این ناو بزرگ به پایان رسیده و مراحل ساخت آن آغاز شده است. به نظر می‎رسد این ناو توانایی پذیرش چند صد دانشجو به همراه دستکم 30 تا 40 خدمه آموزشی و در حدود 180 نفر خدمه اصلی را دارد. طول کلی این ناو نیز بنا به گفته فرماندهان نیروی دریایی، بیش از دو برابر جماران یعنی حدود 200 متر و وزن آن در حدود 5 برابر جماران یعنی نزدیک به 6هزار تا 7هزار تن خواهد بود.
 

ناو خلیج فارس
تشریح طرح ناو خلیج فارس برای فرماندهی معظم کل قوا


به گزارش مشرق، نوع رانش این ناو، سامانه ترکیبی توربین گاز و موتور دیزل به همراه چند ژانراتور برای تأمین برق خواهد بود و احتمالاً از سامانه تغییر زاویه رانش برای دو محور (شفت) اصلی آن نیز استفاده خواهد شد. دو سکان که پشت پروانه‎های هر یک از محورها قرار می‎گیرند نیز کار تغییر جهت این ناو را بر عهده دارند. به نظر می‎رسد ناو خلیج فارس، اولین شناور رزمی ساخت ایران باشد که به پیشران توربین گاز مجهز می‎شود. این نوع پیشران در مقایسه با موتورهای دیزلی می‎تواند شتاب بیشتری برای ناو فراهم نموده و در مدت کوتاه‎تری آن را به سرعت بالا برساند. با توجه به تحریم کشور، توربین‎های گاز مورد استفاده در این ناو باید ساخت داخل باشند که خود پیشرفت بسیار بزرگی برای صنعت کشور محسوب می‎شود.

بنا بر تصاویر منتشر شده، دو عدد توربین گاز هر یک به قدرت 15 تا 18 مگاوات، دو موتور دیزل هر یک به قدرت 2 تا 4 مگاوات و 4 تا 6 ژنراتور 1 مگاواتی در این ناو مورد استفاده قرار خواهد گرفت که آن را به سرعت بیشینه 20 تا 25 گره دریایی معادل 37 تا 46.3 کیلومتر بر ساعت می‎رسانند. با توجه به برد عملیاتی ناوهای هم‎رده با خلیج فارس می‎توان برد این ناو بزرگ را دستکم 5000 مایل دریایی معادل بیش از 9200 کیلومتر تخمین زد.

کشتی رزمی-آموزشی خلیج فارس قابلیت پذیرش بالگرد را بر روی عرشه مخصوص آن در پاشنه ناو داشته و دارای آشیانه مخصوص (هنگر) برای استقرار بالگرد است که امکان حمل ایمن و حفاظت از بالگرد را در هر گونه شرایط فراهم می‎کند. تسلیحاتی که فعلاً برای ناو خلیج فارس در نظر گرفته شده شامل یک توپ 76 میلیمتری تک لوله فجر27 با نواخت 120 گلوله بر دقیقه و برد مؤثر 7 کیلومتر، یک توپ 40 میلیتری تک لوله فتح40 با برد 4 کیلومتر و نواخت 300 گلوله بر دقیقه و تعدادی توپ تک لوله 20 میلیمتری و تیربار 12.7 میلیمتری است.
 

ناو خلیج فارس
ماکت ناو خلیج فارس با تجهیزات کامل


با توجه به سامانه‎های موجود در ناوچه درفش و ناو دماوند که از محصولات صنعت دفاعی کشورمان می‎باشند ناو بزرگ خلیج فارس نیز از سامانه‎های الکترواپتیکی برای ردگیری اهداف خصوصاً در شرایط جنگ الکترونیک بهره خواهد برد. این سامانه‎ها به طور معمول شامل دوربین دید در روز، دوربین حرارتی برای دید در شب و هوای نامساعد و مسافت یاب لیزری و قابلیت تشخیص و درگیری خودکار اهداف تعریف شده هستند.

علاوه بر رادارهای سطحی دوربرد، این ناو از رادار مشابه رادار آرایه فازی عصر که اخیراً رونمایی شد نیز بهره می‎برد. برد رادار عصر برای اهدافی با سطح مقطع راداری 4 متر مربع دستکم 200 کیلومتر است و قابلیت ردگیری 1000 هدف را به صورت سه بعدی دارد.

 
ناو خلیج فارس
محل قرار گیری رادار عصر روی دکل نزدیک‎تر


دیگر تسلیحات ناو عملیاتی-آموزشی خلیج فارس شامل موشک‎های سطح به سطح و کروز نور با برد 120 کیلومتر و موشک پیشرفته قادر با برد بیش از 220 کیلومتر، موشک سطح به هوای استاندارد/محراب و اژدر و سونار برای کشف و ردگیری و انهدام اهداف زیرسطحی است. بنا بر این از نظر کیفیت و کمیت سامانه‎های موشکی، ناو بزرگ خلیج فارس در سطحی قابل مقایسه ناوهایی مانند جماران و سهند خواهد بود.

بنا بر تصاویر منتشر شده، ناو خلیج فارس یکی از اولین ناوهای رزمی کشورمان خواهد بود که به سامانه دفاع نقطه‎ای مجهز خواهد شد. منطقه دفاع نقطه‎ای برای ناوها به طور معمول در فاصله کمتر از 10 مایل معادل 16 کیلومتر تعریف می‎شود. با توجه به اینکه این مسافت توسط سامانه‎های تهاجمی کروز سریع در مدت کمتر از 16 ثانیه طی می‎شود تنها سلاح‎های سریع با احتمال اصابت بالا در اولین شلیک قادر به مقابله با آنها خواهند بود.
 

ناو خلیج فارس
ماکت ناو خلیج فارس با تجهیزات کامل


به طور معمول برای دفاع نقطه‎ای از توپ‎های کالیبر پائین تا متوسط چند لوله چرخان (گتلینگ) با نواخت تیر بسیار بالا در حدود 4هزار تا 6هزار تیر بر دقیقه (66 تا 100 گلوله بر ثانیه) با برد 2 تا 3.5 کیلومتر استفاده می‎کنند که برای ردگیری اهداف به رادار مستقل و سامانه‎های الکترواپتیکی نیز مجهز هستند. کاربرد اصلی این سلاح‎ها درگیری با موشک‎های کروز ضد کشتی سریع و اهداف هوایی با مانورپذیری بالا است. در برخی از شناورهای رزمی بزرگ برای دفاع نقطه‎ای از سامانه‎های موشکی کوتاه برد سریع و چابک مانند تور-ام-1 که موشکی عمود پرتاب با سرعت نزدیک به 3 برابر سرعت صوت است نیز استفاده می‎شود.

به گزارش مشرق، هر چند نوع سامانه دفاع نقطه‎ای مورد نظر برای ناو خلیج فارس مشخص نیست اما قاعدتاً نوعی از توپ‎های دارای نواخت تیرِ بالا، عنصر اصلی آن خواهد بود. همچنین تا زمان ورود به خدمت این ناو که در حدود سال 1396 یا 1397 تخمین زده می‎شود ممکن است انواع بهبود یافته رادار عصر، موشک‎های کروز ضد کشتی دوربردتر و نیز موشک‎های سطح به هوا مانند صیاد-2 به فهرست تسلیحات آن افزوده شود. خصوصاً موشک‎هایی مانند صیاد-2 که برد بیشتری دارند و سامانه کنترل آتش آنها امکان درگیری با چند هدف را فراهم می‎کند برای افزایش منطقه امن برای ناو ارزشمند خلیج فارس بیشتر مفید خواهند بود.

با توجه به اصل طراحی ناو رزمی و آموزشی خلیج فارس اجرای مأموریت در آب‎های آزاد، این ناو با آخرین فناوری‎های صنعت دریایی کشور برای مقاومت و دریانوردی طولانی و مطمئن در آب‎های فرامنطقه‎ای مانند اقیانوس آرام ساخته خواهد شد؛ ناوی که ساخت آن، تراز این صنعت کشورمان را در جهان بالا برده و با وارد خدمت شدن به نیروی دریایی راهبردی کشورمان، ایران را پس از روسیه و چین و بالاتر از کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، هند و ترکیه به عنوان یکی از غول های دارنده و البته سازنده چنین شناور رزمی بزرگی تبدیل خواهد کرد.

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : admin
تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1394
میراژ 4، بمب افکن راهبردی فرانسوی

 

 Mirage IV (میراژ چهار) یک هواپیمای بمب افکن و شناسایی عمقی ، راهبردی و مافوق صوت ساخت شرکت فرانسوی داسو است.این هواپیما تا مدت های زیادی یکی از ارکان اصلی نیروهای سه گانه هسته ای فرانسه در کنار موشک های بالستیک زمین پایه و زیردریایی پرتاب بود.این هواپیما در سال 1964 وارد خدمت نیروی هوایی فرانسه شد و در سال 1996 نمونه بمب افکن و در سال 2005 نمونه شناسایی آن زمین گیر و از خدمت خارج شد.


طراحی

در سال 1956 میلادی ، کار بر روی یک بمب افکن مافوق صوت که توانایی حمل یک بمب هسته ای را داشته باشد به عنوان یک طرح توسعه ای مستقل برای افزایش قدرت بازدارندگی فرانسه شروع شد.طبق اعلام دولت فرانسه ، این بمب افکن باید می توانست یک بمب هسته ای به وزن و اندازه 3 تن و 5.2 متر طول را به هدفی در فاصله 2,000 کیلومتری - بدون سوخت گیری هوایی - می رساند و پرتاب می کرد.مشخصات و انتظارات دولت به وسیله متخصصات شرکت داسو بررسی و در 20 مارس 1957 به تصویب رسید.طرح های زیادی از سوی داسو پیشنهاد شد ؛ یکی از این طرح های ارائه شده سوپر واتور بود که نمونه کشیده هواپیمای واتور محسوب می شد و می توانست مسافت 1,700 مایل را با سرعت 0.9 ماخ بپیماید.اما در پایان ، طرح ارائه شده که یک بمب افکن مشتق شده از جنگنده چند منظوره و موفق Mirage III بود به دلیل سادگی و هزینه کم تر انتخاب شد.این پیشنهاد یک جنگنده دو موتوره با قابلیت پرواز در شب و برد بالا به نام Mirage IV بود.

شرکت داسو نمونه اولیه این هواپیما را با نام Mirage IV 01 توسعه داد که از نظر بسیاری از کارشناسان بسیار به Mirage IIIA بود.البته این در حالی بود که میراژ IV دارای سطح بالی دو برابر ، دو موتور به جای یکی ، دو برابر وزن خالی و سه برابر گنجایش مخازن سوخت داخلی نسبت میراژ-3 بود.نمونه اولیه این هواپیما دارای 67 فوت طول ، 37 فوت طول بالها و وزنی برابر با 55 هزار پاوند بود.این نمونه دارای ایرودینامکی همانند میراژ-3 اما با یک ساختار جدید و تجهیزاتی به مراتب پیشرفته تر بود.در برخی از نقاط حساس مانند مخازن سوخت درون بالها به منظور افزایش مقاومت به میزان کمی تیتانیوم و ورقه های مخروطی به کار رفته است.


___________________________________________________________________

                         

دو فروند جنگنده Mirage IVP نیروی هوایی فرانسه

___________________________________________________________________

اولین نمونه آزمایشی این هواپیما به پیدا کردن و حل مشکلات ناشی از پرواز های طولانی مدت مافوق صوت اختصاص یافت.برای مثال هواپیما نمی توانست در مسافت های طولانی در سرعت 1.8 ماخ باقی بماند.مشکلات تسلیحات نیز از طرف دیگر متخصصان داسو را مشغول خود کرده بود.در 17 ژوئن 1959 ، ژنرال رولند گلاوانی که چهار سال پیش بازنشست شده بود ، ماموریت یافت تا سومین پرواز Mirage IV را در نمایشگاه پاریس و در مقابل دیدگان " شارل دو گل " رئیس جمهور وقت فرانسه انجام دهد.در 19 سپتامبر 1960 ، رنه بیگاند که حالا جایگزین رولند گلاوانی شده بود ، توانست رکورد جهانی سرعت پرواز در مدار بسته را در نزدیکی پایگاه نیروی هوایی در پاریس شکسته و به 1,822 کیلومتر در ساعت برساند.چهار روز بعد و در صد سی و هشتمین پرواز آزمایشی نیز بار دیگر میراژ IV کارایی و سرعت بالای خود را با دستیابی به سرعت بین 2.04 تا 2.08 ماخ ثابت کرد.در پائیز همان سال ، نمونه آزمایشی اولیه دستخوش برخی تغییرات از جمله کاهش طول در دم خود شد.

شرکت داسو ، مطالعاتی را به منظور افزایش برد و سرعت نمونه اولیه انجام داده و یک نمونه جدید طراحی کرد.این نمونه از دو موتور تولید شده تحت لیسانس J 75 ساخت شرکت پرات اند ویتنی کانادا بهره می برد و دارای سطح بال 120 متر مربع نسب به 70 متر مربع در نمونه اولیه IVA بود.این هواپیما می توانست به سرعت 2.4 ماخ برسد و دارای وزنی معادل 140 هزار پاوند بود.این طرح به دلیل هزینه بالا لغو شد.

به دلیل توانایی پایین نمونه IVA و هزینه بالای IVB ، شرکت داسو تصمیم گرفت نمونه بزرگتری از IVA را طراحی کند که ضمن هزینه پایین ، توانایی برآورد نیازهای نیروی هوایی فرانسه را نیز داشته باشد.این هواپیما دارای سطح بال 839 متر مربع و وزنی معادل 70 هزار پاوند بود.به دستور نیروی هوایی ، سه فروند از این نمونه ساخته شد و در بین سال های 1961 تا 1963 اولین پرواز های خود را انجام دادند.نمونه دوم ماموریت داشت تا یک بمباران هسته ای را بر فراز منطقه کلمب بیچار واقع در جنوب الجزایر که تحت سلطه فرانسه قرار داشت ، شبیه سازی کند.سومین نمونه نیز ماموریت داشت تا سیستم های ناوبری و سوخت گیری هوایی را آزمایش و ایرادات احتمالی را رفع نماید.


___________________________________________________________________

                    
پرواز زیبای یک فروند Mirage IV ؛ به نازکی بالها دقت کنید

___________________________________________________________________


ورود به خدمت

 اولین هواپیمای تولید شده (به غیر از نمونه های آزمایشی) که با همکاری شرکت های داسو و برگوت ساخته شده بود در دسامبر 1963 پرواز کرد.در همان زمان ، شرکت داسو پیشنهاد یک نمونه جدیدی به نام Mirage IV-106 را داد.این نمونه از موتورهای پرات اند ویتنی TF106 نیرو می گرفت و توانایی حمل نمونه فرانسوی موشک بالستیک هواپرتاب GAM-87 اسکای بولت را داشت.این طرح نیز به دلیل هزینه سرسام آور لغو شد.در مجموع از سال 1964 تا 1968 که خط تولید این هواپیما تعطیل شد ، تعداد 62 فروند هواپیما تولید و تحویل نیروی هوایی فرانسه شد.اگر چه شرکت داسو این هواپیما را اساساً برای پرواز و عملیات در ارتفاع بالا ساخته بود اما در 12 فروند از آخرین هواپیماهای تحویلی به نیروی هوایی تغییرات و بهینه سازی هایی برای افزایش توانایی پرواز و بمباران در ارتفاع پایین ایجاد شد.این تغییرات شامل سیستم های الکترونیکی ، کنترل پرواز ، تغییرات ساختاری در بدنه می شد.هواپیمای تحویل شده خیلی زود به 9 اسکادران هرکدام با 4 فروند هواپیما (دو فروند بمباران متعارف - یک فروند مسلح به بمب هسته ای و یک فروند سوخت رسان) در پایگاه های هوایی مونت دی مارسان ، لسترس و سنت دیزیر گسترش یافتند.


ویژگیها

 میراژ-IV از نظر طراحی بسیار شبیه به دیگر اعضای خانواده جنگنده های ساخت داسو می باشد.این شباهت در یک سکان عمودی و بال های دلتا شکل این جنگنده بیشتر نمود دارد.با این وجود ، بال های این هواپیما بسیار نازک تر از دیگر اعضای خانواده میراژ و یکی از نازک ترین بال های جهان می باشد ؛ این نازکی بالها باعث عملکرد بهتر فرامین در سرعت های بالاتر می شود.دو موتور این هواپیما در قسمت عقب قرار گرفته و ورودی های هوای آن که به ورودی " موشی " معروف است برای کاهش تلاطم هوا اندکی جلوتر آورده شده و تا نزدیکی کابین عقب امتداد یافته است.در ارتفاع پایین ، جنگنده Mirge IV می تواند تا 2.2 ماخ سرعت بگیرد ولی با وجود توانایی دستیابی به سرعت های بالاتر ، به دلیل بالا رفتن دمای بدنه و فرسودگی زودرس آن از این کار اجتناب می شود.این هواپیما دارای ظرفیت 14 هزار لیتر (3,700 گالن) سوخت است.یکی از ویژگی های موتور توربوجت ، مصرف سوخت بسیار بالای آن است ، میراژ IV نیز که از موتورهای توربوجت SNECMA Atar 9K-50 استفاده می کند از این قائده مستثنی نیست و دارای مصرف سوخت بالا خصوصا در هنگام استفاده از پس سوز است.

این هواپیما دارای دو خدمه (خلبان و ناوبر) بوده که این دو هر یک دارای دو کاناپی (آسمانه) و صندلی ایجکت جداگانه هستند.در سال 1980 ، صندلی ایجکت هواپیماهای میراژ IV نیروی هوایی فرانسه که از نوع مارتین بیکر شماره 4 بوده اند به نوع مارتین بیکر شماره 6 ارتقا یافتند1.در همین دهه ، میراژ IV های نیروی هوایی فرانسه مکرراً در حال سوختگیری هوایی دیده می شدند ؛ این امر حکایت از تغییر نگرش این نیرو در نوع عملیات های این بمب افکن دارد.برای ماموریت های دوربرد ، چهار مخزن سوخت زیر بالها و مخازن سوخت داخلی این هواپیما معمولا با چیزی حدود 2,500 لیتر سوخت بارگذاری می شوند.همینطور می توان بر روی آویزگاه های زیر بال پرتابگرهای چف / فلیر و غلاف های جنگ الکترونیک نیز نصب کرد.این دو امکان زمانی استفاده می شود که بمب افکن قصد عملیات در منطقه ای حفاظت شده به وسیله سیستم های پدافند هوایی و هواپیماهای شکاری را داشته باشد ؛ در این حالت ، هواپیما با روشن کردن غلاف جنگ الکترونیک خود و پرتاب چف و فلیر در کار سیستم های دشمن اختلال ایجاد می کند.

 

___________________________________________________________________

                      
یک فروند Mirage IV در حال برخاست سریع با استفاده از راکت های سوخت جامد

___________________________________________________________________

بقیه مطالب همراه با عکس های بیشتر در ادامه مطلب......

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : admin
تاریخ : دوشنبه 24 فروردین 1394
بمب افکن توپولف Tu-22M، آتشی در زیر خاکستر جنگ سرد

در دوران جنگ جهانی دوم، همیشه بمباران کشورهای دور از دسترس مسئله ای مشکل ساز برای نیروی هوایی کشورهای درگیر در جنگ بود. چرا که خطرات زیادی یک بمب افکن را در حین پرواز دوربرد به کشور دشمن تهدید می کرد. رهگیری شدن به وسیله جنگنده های دشمن، اتمام سوخت، خرابی موتورها و نقص فنی، همه و همه از عواملی بودند که مانع از موفقیت در بمباران های استراتژیک دوربرد می شدند. پس از جنگ جهانی دوم، کم کم این ایده توسعه زیادی پیدا کرد و نتیجه همین پیشرفت، رقابت شدید شوروی و آمریکا، یعنی دو طرف جنگ سرد در ساخت بمب افکن های سنگین دوربرد شد. یکی از مهم ترین و پیشرفته ترین بمب افکن های ساخت شوروی که همواره موجب وحشت غرب بود، بمب افکن مافوق صوت سنگین Tu-22M، یعنی نمونه اصلاح شده همان بلایندر قدیمی بود. در مقاله زیر، به تفصیل به تشریح توانایی های این بمب افکن فراموش شده البته قدرتمند و مقتدر خواهیم پرداخت.


توانایی لحظه به لحظه بمباران طرف مقابل در جنگ سرد، برای شوروی و آمریکا حکم یکی از بزرگترین آرزو هایشان را داشت. ظاهراً هنوز قدرت بمباران های سنگین دو طرف به حدی نرسیده بود که آمریکا و شوروی بتوانند با هم درگیر نبرد های این چنینی شوند. بنابراین، هر دو کشور شروع به توسعه موشک های قاره پیمای خود کردند و هر روز با دست یافتن به فناوری پیشرفته تری، هر یک از طرفین قدرت خود را به رخ طرف مقابل می کشیدند. موشک های دوربرد تا اواخر جنگ سرد همچنان یکی از موضوع های داغ بحث های نظامی بین آمریکا و شوروی بود، اما انگار این دو کشور هم به این نتیجه رسیده بودند که هرگز بمباران موشکی نخواهد توانست جای عملیات انسانی را به طور کامل بگیرد، یعنی کاملاً جایگزین آن شود. در نتیجه آمریکا و شوری هیچ گاه از گسترش نیروی بمباران استراتژیکی که به وسیله هواپیماهای سنگین و دوربرد انجام می شد غافل نشدند.

                   
بمب افکن مافوق صوت Tu-22M3 در حال انجام آزمایش واماندگی

توپولف Tu-22M و تاریخچه Tu-22 بلایندر، جد بزرگ بک فایر
Tu-22 از هواپیماهایی بود که هنوز تاریخ نخستین پرواز آن معلوم نیست. این هواپیما احتمالاً در اوایل دهه 60 نخستین پروازهای خود را انجام داد و در خدمت نیروی هوایی و نیروی دریایی شوروی قرار گرفت. ناتو که با بررسی عکس های هوایی به وجود این هواپیما پی برده بود، آن را بلایندر نام نهاد. با بررسی شکل بال های- پسگرای این هواپیما و ابعاد آن، سرعت آن حداکثر دو ماخ پیش بینی گشت که بعدها معلوم شد سرعت بلایندر هیچ گاه از 1.4 ماخ فراتر نرفته است. این هواپیما بمب افکنی با حداکثر وزن برخاست حدود هشتاد تن بود و موتورهای آن با یک پیکربندی نا متعارف در عقب بدنه و درست در زیر سکان عمودی قرار داشتند. مشهورترین مدل بلایندر، مدل بلایندر C است که به تجهیزات گسترده ECM یا دفاع الکترونیکی مجهز بود و در خدمت نیروی دریایی شوروی سابق قرار گرفت. عراق به عنوان هم پیمان نزدیک شوروی در آن سال ها، یکی از مشتریان Tu-22 بود و در زمان جنگ ایران-عراق هم این کشور، استفاده نسبتاً گسترده ای از این بمب افکن علیه ایران به عمل آورد. هواپیمای Tu-22M، یعنی بمب افکن مورد بحث این مقاله، از نظر ساختار کلی و البته نام شاید به Tu-22 شباهت هایی داشته باشد، اما توپلوف 22 مدل ام که به بک فایر مشهور است، اساساً هواپیمای دیگریست.

                              

بمب افکن مافوق صوت Tu-22M از مدل های اولیه
توپولف Tu-22M چگونه به وجود آمد
پس از طراحی بمب افکن Tu-22 هیئت طراحی توپولف کار را بر روی طرح بمب افکنی بر پایه ی بلایندر آغاز کرد. توپولف از ابتدا می خواست با تغییر زاویه پسگرایی بال ها و نصب موتورهای جدید با قدرت افزون تر نمونه ای اصلاح شده از Tu-22 را ارائه دهد. این طرح، طرح شماره 106 نام گرفت اما چندان که باید و شاید موفق نبود. شرکت توپولف طرح شماره 125 که بمب افکنی با بردی بیش از 4.800 کیلومتر و سرعتی بالغ بر 2.500 کیلومتر بر ساعت بود را نیز در سال 1962 به دولت آن زمان شوروی ارائه کرد. پس از تحلیل های فراوان، طرح 125 شرکت توپولف رد و طرح T-4 شرکت سوخو مورد قبول واقع گردید. با این که امیدها برای شرکت توپولف داشت به تدریج از بین می رفت، اما این شرکت دوباره دست به طراحی جدیدی با کد 145 زد. طرح 145 هواپیمایی اصلاح شده بر پایه ی Tu-22 بود که توانایی انجام ماموریت ها را چه در سرعت های زیر صوت و چه در سرعت های بالای صوت داشت. برای آن که حداقل نیاز های این هواپیما برای برد آن مرتفع شود، نیاز به استفاده از بال های متغیر بود تا طرح 145را تبدیل به بمب افکنی با انعطاف پذیری بالا و قابلیت پرواز در هر شرایط سرعت پروازی بنماید. بر اساس پیش بینی ها، هواپیمای جدید سرعتی بالغ بر 2.300 کیلومتر بر ساعت و بردی بین شش تا هفت هزار کیلومتر داشت. پس از آن که طرح T-4 شرکت سوخوی ناکام ماند، در سال 1967 توپولف رسماً مامور توسعه طرح 145 شد. نام هواپیمای جدید، همان Tu-22M بود. بیشتر گام هایی که در راه ساخت Tu-22M برداشته شد، نسبت به زمان خود بی نظیر بود. به خصوص که توجه ویژه ای هم به سیستم بال های متغیر که البته اساس همین طرح بود هم شده بود. بال های Tu-22M که در وسط بدنه قرار گرفته بودند، می توانستند زاویه خود را نسبت به خط عرضی هواپیما برای مطابقت با شرایط پروازی گوناگون تغییر دهند. نوک بال ها حالتی انحنایی و البته باریک و ریشه بال ها هم شکلی عریض و پهن داشت.
                            
بمب افکن Tu-22M3 که زاویه پسگرایی بیشتر بال های آن به خوبی مشهود است

توپولف Tu-22M چگونه بمب افکنی بود
با معرفی بمب افکن سوپر سونیک بک فایر، آرزوهای نیروی هوایی شوروی برای داشتن بمب افکنی مدرن و در حد و اندازه های بمب افکن B-1B آمریکایی به بار نشست. بک فایر برای نخستین بار در سال 1969 در کازان مشاهده شد. برای نخستین بار در سال 1971 در آسمان رامنسکوی، در شرق مسکو بک فایر اقدام به انجام سوختگیری هوا به هوا کرد. این مسئله اگر شاید در وهله ی اول چندان هم مهم نباشد، اما همین عمل سوختگیری هوایی به منزله تهدیدی جدی برای آمریکا بود. توپولف برد این هواپیما را 2.200 کیلومتر اعلام کرده بود، در حالی که CIA معتقد بود برد این هواپیما می بایست از چهار هزار کیلومتر بیشتر باشد. DIA هم برد هواپیما را بدون سوختگیری AA، در حدود پنج هزار کیلومتر اعلام کرده بود. اگر به این برد زیاد، سوخت گیری هوا به هوا هم اضافه می شد، بک فایر به یک بمب افکن میان قاره ای به خصوص با توان حمله به کشوری چون آمریکا تبدیل می شد. بک فایر از موضوعات مورد بحث سران دو کشور شوروی و آمریکا در مذاکرات سالت 2 بود؛ هر چند که شوروی در این مذاکرات پذیرفت تا به جهت اطمینان از عدم حمله اتمی به کشور آمریکا، لوله ی سوختگیری هوایی Tu-22M را حذف نماید، اما روس ها چندی بعد این لوله ها را دوباره نصب کردند.

Tu-22M0- Backfire A- نخستین مدل بمب افکن بک فایر که به دلیل کارائی پایین تنها دو فروند از آن تولید شد. این دو فروند برای مقاصد آموزشی در سال 1973 به مرکز تمرینات هوایی منتقل شدند.
Tu-22M- Backfire A- اولین فروند از بمب افکن بک فایر که که کارائی و عملکرد آن مثبت تشخیص داده شده و ورود نمونه های بعدی آن به خدمت صحیح و به جا ارزیابی گردید.
Tu-22M2- Backfire B- مدل B بمب افکن بک فایر، اولین مدل از این بمب افکن سنگین بود که دستخوش اصلاحاتی در مقیاس بزرگ شد. این مدل به موتورهای نیرومند تر NK-22 مجهز گردید و برد آن به صورت رسمی تا پنج هزار و صد کیلومتر و بالاترین سرعت آن تا 1.800 کیلومتر بر ساعت افزایش یافت. این نمونه برای نخستین بار می توانست تا سه فروند موشک هوا به سطح Kh-22 را در زیر بدنه خود حمل نماید. اگر چه این مدل سیستم تعقیب اتوماتیک عوارض زمین را نداشت، اما مع الوصف قادر بود به خوبی از پس پرواز در ارتفاع پایین هم برآید. تعداد 211 فروند از این مدل در فاصله ده سال، یعنی بین سال های 1973و 1983 تولید شد. در همان ابتدای تولید، موتورهای جدیدتر NK-23 هم معرفی گردیدند که اصولاً نمونه های تقویت شده موتورهای قبلی بودند، اما این نمونه از موتورهای جدید به هدف های مورد انتظار دست نیافتند. گفتنی است که نخستین پروازهای آزمایشی این مدل از Tu-22M از سال 1973 شروع شد.
Tu-22M2Ye- Backfire B- مدل Ye بک فایر نمونه ای از بک فایر بی بود که مجهز به موتورهای جدید NK-25 و سیستم پیچیده کنترل پرواز شده بود. اما باز هم این تغییرات انتظارات را برآورده نکرد و این طرح هم همچنان مسکوت ماند.
Tu-22M3- Backfire C- به جرات می توان گفت که این مدل، پیشرفته ترین مدل بک فایر بود که نخستین پروازهای آزمایشی خود را در سال 1977 به انجام رساند. در پی انجام تغییراتی، دماغه هواپیما برای جا دادن برخی از سامانه های جدید دراز تر شد و حداکثر زاویه برگشت بال های بک فایر تا 65 درجه افزایش یافت. همچنین با نصب موتورهای جدید، این نمونه از بک فایر یکی از نقص های اجداد خود که عدم توانایی پرواز سوپر سونیک در ارتفاع دریا بود را نیز مرتفع نمود. حداکثر سرعت در مدل M3 به بیش از 2.300 کیلومتر بر ساعت و برد آن به بیش از 6.800 کیلومتر افزایش یافت. همچنین با افزایش باورنکردنی تسلیحات قابل حمل، M3 می توانست دوبرابر آن چه M2 حمل می کرد، اسلحه های مختلف را حمل نماید. در سال 1985 تست های مختلفی از پرواز در ارتفاع پایین انجام شد که همگی حاکی از موفقیت عملکرد هواپیما در ارتفاع پایین بودند.
Tu-22MR- اگرچه با ورود ماهواره های فضایی به عرصه ماموریت های جاسوسی هواپیماهای شناسایی تقریباً از رده خارج شدند، اما نمونه های انگشت شماری از Tu-22M3 ها برای انجام ماموریت های شناسایی بهینه سازی شدند. در Tu-22MR محفظه های نگهداری بمب جای خود را به سنسورها و حسگرهای مفصل هوایی داده اند. با تمام این اوصاف، در توانایی اخلال گری سیستم های الکترونیکی دشمن یا ECM نه مدل M2 و نه مدل M3 یا MR چندان موفق نبوده اند و همیشه برای تکمیل این نقش، هواپیماهای اسکورت دیگری که باید به عنوان مکمل به عملیات اضافه شوند، الزامی بوده اند.

                          
بمب افکن توپولف Tu-22M در حال حمل یک فروند موشک کیچن

به احتمال فراوان ساخت بمب افکن قدرتمند B-1B لنسر آمریکایی، واکنشی نسبت به ساخت بک فایر بوده است. بک فایر درست مخالف بسیاری از بمب افکن های رده خود، دارای پیکربندی ویژه ای است، چنان که موتورهای توربوفن آن در داخل و قسمت های کناری بدنه واقع شده اند. این ترکیب، بک فایر را بیشتر به یک جنگنده عظیم الجثه مشابه می سازد تا یک بمب افکن استراتژیک. بک فایر چهار خدمه دارد، یک خلبان در قسمت جلو سمت چپ، کمک خلبان در قسمت جلو سمت راست، افسر ارتباطات در قسمت عقب سمت چپ و یک افسر ناو بر در قسمت عقب سمت راست که البته افسران قسمت عقب کابین هیچ دیدی نسبت به جلوی هواپیما ندارند، اگر چه پنجره های کناری وسیع و بزرگی برای آنان در نظر گرفته شده است. تا کنون هیچ بک فایری به کشورهای خارجی صادر نشده است، اگر چه کشورهایی مثل ایران و چین در سال های 1990 علاقه فراوان خود را به داشتن این بمب افکن در خدمت نشان داده اند. هر چند گزارش هایی هم مبنی بر پیشنهاد این بمب افکن به کشور هند، مجهز به موشک های نزدیک برد Kh-15S وجود دارد. با تمام اوصاف، روسیه هنوز هم بزرگترین پرواز دهنده بمب افکن مشهور دوران جنگ سرد یعنی بک فایر است و این هواپیما به دلیل لغو پروژه T-60S به دلیل هزینه های زیاد تا آینده نامعلوم به عنوان بمب افکن اول استراتژیک روسیه در خدمت باقی خواهد ماند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع: defaee-dbn.blogfa.com



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : admin
تاریخ : سه‌شنبه 26 اسفند 1393
سوخو 35؛ جنگنده بیرحم

                      

مقدمه

در اواسط دهه 70 میلادی با ارائه جنگنده های F-15 و F-16 توسط ایالات متحده درست در اوج جنگ سرد خلبانان بلوک شرق عملا برتری هوایی خود را نسبت به غرب از دست دادند تا اینکه در دهه 80 میلادی با معرفی دو جنگنده جدید و بسیار توانای شوروی یعنی Su-27 و Mig-29 دوباره موازنه قدرت در آسمان ها ایجاد شد. جنگنده های Su-27 و Mig-29 حتی در مواردی توانستند بسیار بهتر از رقبای غربی خود عمل کنند.


با طراحی و ساخت این دو جنگنده و مهمات و تسلیحات آنها یک جهش تکنولوژی بسیار بزرگ در صنعت هوانوردی اتحاد جماهیر شوروی رخ داد و فصل جدیدی در ساخت جنگنده های کارا و مدرن در این کشور آغاز شد.

تا قبل از ساخت Su-27 و Mig-29 واقعا روس ها حرف جدی برای گفتن در ساخت جنگنده ها و بخصوص تسلیحات آن ها نداشتند. برای نشان دادن این ضعف می توان به تجهیز جنگنده های روسی کشور عراق به موشک های فرانسوی برای افزایش کارایی در جنگ با ایران اشاره کرد.

Su-27 که در غرب با نام Flanker از آن یاد می شود توانست در میان رقبای خود چه روسی و چه آمریکایی حرف اول را بزند و برای مدت ها با ابهت در آسمان ها فرمانروایی کند.

Su-27 از آیرودینامیک و طراحی بدنه ی فوق العاده ای بهره می برد. این آیرودینامیک و طراحی خاص توانایی فوق مانورپذیری را به Su-27 می دهد در واقع Flanker در زمان خود و در حال حاضر یکی از مانورپذیرترین جنگنده هاست.

دفتر طراحی سوخوی با توجه به طراحی فوق العاده Flanker سعی کرده است در مدل های بعدی جنگنده های خود از این طراحی حتی الامکان استفاده کند. به این ترتیب جنگنده هایی مانند Su-30 ، Su-33 ، Su-35 و ... که از طراحی بدنه Su-27 به میزان بسیار زیاد در طراحی آنها استفاده شده به اعضای خانواده Flanker معروف شده اند.

Su-35BM آخرین مدل ارائه شده از خانواده Flanker است که به تولید انبوه رسیده و در حال واگذاری به نیروی هوایی فدراسیون روسیه برای مقابله با توان هوایی ناتو و آمریکاست.

Flanker به معنی حمله کننده از جناحین است یعنی چیزی که به طور ناگهانی و از طرفین حمله ور می شود و اساس کار آن بر شکار و حمله است این نام (Flanker) با توجه به مشخصات و ویژگی ها Su-27 از سوی ناتو بر روی آن گذاشته شده است.

هواپیمای Su-35BM یک شکارچی به تمام معناست و به صورت فوق العاده ای توان تهاجم ، حمله و غافلگیری را دارد با توجه با مشخصات این جنگنده شکارچی ، ناتو به آن لقب Super Flanker را داده است.

                      

قابلیتها

Su-35BM یک جنگنده نسل چهارم و بسیار پیشرفته روسی است که برای اهداف زیر طراحی و ساخته شده است :

- کسب برتری هوایی

- شکار انواع هواپیماهای بدون سرنشین و سرنشین دار همچون جنگنده های پنهانکار F-22 و F-35

- حمله به اهداف زمینی و از بین بردن زیر ساخت های دشمن به کمک سیستم AAD

- حمله به انواع شناور

از ویژگی های بارز Su-35BM می توان به موارد زیر اشاره کرد :

- استفاده از بدنه Su-27

استفاده از این بدنه و آیرودینامیک به همراه سیستم تغییر راستای رانش به این شکارچی توانایی مانورپذیری خارق العاده می دهد و در نبرد های هوایی و همچنین فرار از پدافند دشمن کار آنرا بسیار آسان می کند.

- سطح مقطع راداری کم

- سیستم اطلاع دهنده برای هدف گیری بسیار دوربرد

- کاکپیت تمام دیجیتال مجهز به نمایشگرهای LCD بزرگ و چند کاره

- میله کاوشگر برای سوخت گیری هوایی

- سیستم ارسال اطلاعات به صورت کد و رمز برای واحدهای هوایی ، زمینی و دریایی

- 14 محل برای حمل بار خارجی مانند تسلیحات

- استفاده از طیف گسترده ی بمب ها و موشک های هوایی ، زمینی و دریایی

- استفاده از سنسورها و پردازندهای الکترونیکی بسیار قدرتمند با توان محاسبه ی بسیار بالا

- استفاده هم زمان از سیستم موقعیت یاب آمریکایی (GPS) و سیستم موقعیت یاب روسی (GLONAS)

- وابستگی کم به پایگاه زمینی

- رادار بسیار قدرتمند

- توانایی درگیری همزمان با اهداف زمینی ، هوایی و دریایی

- برد عملیاتی بسیار بالا (چیزی بیش 4000 کیلومتر)

و ...

                      

(این جنگنده به دلیل استفاده گسترده از تجهیزات الکترونیکی و هوشمند مانند یک ابر رایانه ی پرنده به نظر می آید.)

با در نظر گرفتن فاکتورهای مختلف از قبیل قیمت ، کارایی و ... می توان گفت SU-35BM کارآمدترین جنگنده حال حاضر جهان است.

در طی یک تحقیق و مقایسه انجام شده توسط یکی از مراکز هوانوردی بزرگ اروپا بین Su-35BM وF-22 که امید آمریکا در نبردهای هوایی به شمار می آید مشخص شد که SuperFlanker نسبت به Raptor از حق شلیک اول برخوردار است و در نبرد هوایی توان شکست دادن رپتور را دارد.

Su-35BM محبوب ترین عضو خانواده فلانکر در روسیه است. محبوبیت Su-35BM به دلیل 100 درصد بومی بودن آن است. برخلاف بیشتر جنگنده های ساخت کمپانی سوخوی که از رادار و نمایشگرهای ساخت غرب و بیشتر فرانسه استفاده می کنند ، رادار و نمایشگرهای Su-35BM همگی ساخت کشور روسیه هستند.

مشخصات

  • طول : 21.9 متر
  • ارتفاع : 5.9 متر
  • طول بالها : 15.3 متر
  • موتورها : دو دستگاه Saturn AL-41F1A با سیستم تغییر راستای رانش
  • بیشینه وزن در هنگام Take-off با حداکثر ظرفیت بارگذاری : 34.5 تن
  • بیشترین سوخت قابل ذخیره و حمل : 29 تن
  • بیشترین وزن تسلیحات قابل حمل : 8 تن
  • سقف ارتفاع پروازی جنگنده : 18 کیلومتر
  • حداکثر برد بدون استفاده از مخازن سوخت خارجی : 3600 کیلومتر
  • حداکثر برد با مخازن سوخت خارجی : 5000 کیلومتر
  • ماکزیمم سرعت : 2.5 ماخ
  • حداکثر نیروی گرانشی قابل تحمل برای جنگنده : ٩g
  • حداکثر زاویه انحراف قابل تحمل : 180 درجه ( در منابعی از 360 درجه هم یاد شده !)
  • میزان مسافت طی شونده برای برخاستن جنگنده از سطح زمین در شرایط نرمال : 400 متر

                         

برخی دیگر از ویژگیها

جنگنده Su-35BM از سیستم راداری( Tikhomirov NIIP Irbis-E (N035E با قابلیت هدایت پرتوهای الکترونیکی کنش پذیر به عنوان رادار اصلی استفاده می کند علاوه بر این رادار ، این جنگنده توانایی استفاده از رادار Phazotron NIIR radar و یا (Sokol III (N031 Zhuk-MSFEرا نیز به عنوان رادار اصلی دارد.

Tikhomirov NIIP Irbis-E از یک آنتن اسکن الکترونیکی فعال(ESA) ، جلونگر فروسرخ و یک سیستم کامپیوتریEKVS-E BTsVM Solo35 استفاده می کند. این رادار توانایی تشخیص یک هدف با سطح مقطع راداری 3 متر مربع را از 400 کیلومتری داراست و می تواند 30 هدف را بطور همزمان تشخیص دهد همینطور با تشخیص 30 هدف همچنان می تواند به جستجوی خود ادامه دهد.

رادار Irbis-E می تواند به راحتی برای هدف قرار دادن مواضع دشمن در هوا ، زمین و یا دریا مورد استفاده قرار گیرد.جنگنده Su-35BM با رادارIrbis-E می تواند همزمان 4 هدف زمینی برای حمله در نظر بگیرد و به 2 هدف به طور همزمان حمله ور شود.

یکی دیگر از ویژگی های بارز و منحصر به فرد این جنگنده و رادار آن توانایی درگیری با چند نوع هدف با ماهیت های متفاوت است. مثلا این جنگنده همزمان می تواند با اهداف زمینی و هوایی درگیر شود و به آنها حمله کند.

سوخوی-35 بی ام همچنین از یک رادار برای کنترل وضعیت عقب جنگنده استفاده می کند. این رادار در بین دو موتور جنگنده قرار گرفته است. این رادار نیزTikhomirov NIIP است. رادارTikhomirov NIIP مجهز به سیستم پشت نگر فروسرخ است. این جنگنده از سیستم مسافت یاب و نشانه گیری لیزری نیز استفاده می کند.

این جنگنده مجهز به یک سیستم فوق العاده پیشرفته KNIRTI L175M Khibiny-M برای انجام جنگ های الکترونیک می باشد. اختلال و ایجاد پارازیت در امواج مورد استفاده دشمن ، ایجاد اختلال و مشکل در هدف گیری Su-35BM توسط دشمن ، اختلال در سیستم های هشدار دهنده دشمن زمانی که Su-35BM آنها را هدف گرفته است و ... بخشی از و ظایف سیستم Khibiny-M است.

کامپیوتر قدرتمند این جنگنده تمام قسمت ها و همچنین وضعیت جلو و عقب جنگنده را تحت نظر دارد و این اطلاعات را از طریق دو صفحه نمایش LCD بزرگ و همچنین نمایشگرهای پلاسمای موجود در کلاه خلبان در اختیار او (خلبان) قرار می دهد تا خلبان بتواند تصمیمات مناسب را اتخاذ کند. در واقع این سیستم کامپیوتری به عنوان یک کمک خلبان عمل می کند و بار کاری خلبان را بسیار کاهش می دهد.

برای ناوبری و تعیین مسیر این جنگنده از دو سیستم ناوبری ماهوارهای(GPS و GLONAS) ، یک سیستم ناوبری رادیویی ، نقشه های دیجیتالی و ... استفاده می کند.

 _____________________________________________________________

منبع:http://newcoy.persianblog.ir



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : admin
تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393
سوخو ۲۵


   

سوخو ۲۵ را مي توان همتاي روسي هواپيماي « آ -۱۰» ايلات متحده دانست.طراحي هواپيماي پشتيباني نزديک هوايي سوخو -۲۵ از سال ۱۹۶۸ آغاز شد . اولين پيش نمونه اين هواپيما با موتور بدون پس سوز تومانسکي آر.دي.۹ در ۲۲ فوريه ۱۹۷۵ به پرواز در آمد. پيش نمونه دوم با موتوري پر توانتر در سال ۱۹۷۷ پرواز کرد. در همين سال غربيها با برسي عکسهاي ماهواره اي به وجود اين هواپيماي جديد پي بردند.
توليد هواپيماي سوخو -۲۵ در سال ۱۹۷۸ آغاز شد . با وقوع جنگ در افغانستان ؛ اين هواپيما در سال ۱۹۸۲ براي پشتيباني نزديک هوايي از قواي روس و هلي کوپترهاي ميل -۲۴ در رشته کوهها به اين کشور اعزام شد و عملا مورد ارزيابي قرار گرفت ؛ با اين حال سوخو ۲۵ تازه در سال ۱۹۸۴ به مرحله آمادگي کامل رسيد . اين هواپيما نهايتا تا سال ۱۹۹۵ توليد شد و کار بر روي مدل جديدتر آن آغاز شد . توسعه اين هواپيما در سال ۱۹۹۷ باعث بوجود آمدن هواپيماي جديد سوخو -۳۹ شد که بسيار پيشرفته مي باشد.
 

اين هواپيماي يك نفره براي مسيرهاي كوتاه ساخته شده ولي هر گاه كه دست به كار شود جهنمي از آتش بپا مي كند كه نه انسان و نه تجهيزات آن مي تواند سالم از دستش بيرون بيايد. اين هواپيما كه هدفهايش را بر روي زمين پيدا مي كند با سرعت بسيار كم در مقابل اهدافش ظاهر شده و براحتي هر چه تمامتر آنها را مورد هدف قرار مي دهد.

اتاق خلبان از ۲۴ ميلي متر تيتانيوم ساخته شده كه مانند زرهي مسدود كننده اتاق خلبان را نگهداري ميكند .

لازم به ذکر است که اخيرا نيروي هوايي سپاه تعداد نامعلومي از اين نوع هواپيما را خريداري نموده است ؛ با توجه به اين که از اين نوع هواپيما مي توان براي جنگ هاي الکترونيک نيز استفاده کرد براي همين تاثير بسزايي در تقويت بنيه دفاعي کشورمان خواهد داشت .

مشخصات :

كشور سازنده::::::::::::::::::::::::::::: روسيه

شركت سازنده:::::::::::::::::::::::::::: سو خوي

سال ساخت ::::::::::::::::::::::::::::::۱۹۷۸

خدمه:::::::::::::::::::::::::::::::::::: يك نفر بعضا دونفر

وظيفه :::::::::::::::::::::::::::::::::: جنگنده تهاجمي زميني

طول ::::::::::::::::::::::::::::::::::::۵۳/۱۵ متر

مقدار طول باند براي پرواز :::::::::::::: ۶۰۰ متر

مقدار طول باند براي فرود :::::::::::::: ۶۰۰ متر

وزن :::::::::::::::::::::::::::::::::::: ۹۵۰۰كيلوگرم خود هواپيما

موتور::::::::::::::::::::::::::::::::::: دو موتور توربوجت تومانسکي آر-۱۹۵

حد اكثر سرعت ::::::::::::::::::::::::: ۹۷۵ كيلومتر در ساعت ۸/۰ ماخ

رنج پروازي :::::::::::::::::::::::::::: ۲۵۰۰ كيلومتر

رنج دريايي::::::::::::::::::::::::::::::۹۵۰ كيلومتر

سقف پرواز ::::::::::::::::::::::::::::: ۱۰۰۰۰ متر

رنج حمله::::::::::::::::::::::::::::::: ۱۲۵۰ كيلومتر بدون در نظر گرفتن تانكر هاي اضافي

سوخت گيري در هوا ::::::::::::::::::: اين امكان را ندارد

سوخت داخلي :::::::::::::::::::::::::: ۳۵۰۰ ليتر كه با تانكر هاي اضافي به ۶۰۰۰ ليتر هم مي رسد

تعداد توليد ::::::::::::::::::::::::::::: ۴۰۲ فروند

انواع :::::::::::::::::::::::::::::::::: ۱۰ مدل

تسليحات :::::::::::::::::::::::::::::::

يک قبضه توپ دولوله ۳۰ ميلي متري با نرخ شليک ۳۰۰۰ گلوله بر دقيقه

انواع راکت انداز ؛ راکت ها هدايت شونده ؛ موشکها هوا به سطح و هوا به هوا ؛ بمب هاي ليزري ؛ بمبهاي ضد نفر ؛ بمب هاي خوشه اي ؛ بمب هاي آتش زا ؛ بمب هاي شيميايي و ...

كشورهاي دارنده اين هواپيما :::::::::

۱-جمهوري اسلامي ايران
۲- روسيه ۳- كره شمالي۴- بلغارستان۵- بلا روس۶- چك۷- گرجستان۸- عراق۹- قزاقستان۱۰- مقدونيه۱۱- پرو ۱۲- اسلواكي ۱۳- تركمنستان ۱۴- اكراين ۱۵- آنگولا ۱۶- آذربايجان



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : admin
تاریخ : جمعه 08 اسفند 1393


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران